تبلیغات
میهن فان - مطالب داستان جالب و آموزنده
منوی اصلی
میهن فان
داستان کوتاه,داستان عاشقانه,داستان آموزنده,داستان خنده دار,مطالب طنز,جوک,اس ام اس,شعر طنز
  • محمد محمدی یکشنبه 26 شهریور 1396 08:01 ق.ظ نظرات ()

    لوح زندگی را چگونه بخوانیم

    مرد ثروتمند بدون فرزندی بود که به پایان زندگی‌اش رسیده بود

    کاغذ و قلمی برداشت تا وصیتنامه خود را بنویسد:

    ((تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم نه برای برادر زاده‌ام هرگز به خیاط هیچ برای فقیران.))

    اما اجل به او فرصت نداد تا نوشته اش را کامل کند

    و آنرا نقطه گذاری کند . پس تکلیف آن همه ثروت چه می‌شد ؟


    برادر زاده او تصمیم گرفت ، آن را اینگونه تغییر دهد:

    «تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم ؟ نه !

    برای برادر زاده‌ام . هرگز به خیاط . هیچ برای فقیران . »

    خواهر او که موافق نبود آن را اینگونه نقطه‌گذاری کرد :

    «تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم.

    نه برای برادر زاده‌ام . هرگز به خیاط . هیچ برای فقیران . »

    خیاط مخصوصش هم یک کپی از وصیت نامه را پیدا کرد

    و آن را به روش خودش نقطه‌گذاری کرد:

    «تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم؟ نه .

    برای برادرزاده‌ام؟ هرگز . به خیاط . هیچ برای فقیران.»

    پس از شنیدن این ماجرا فقیران شهر جمع شدند تا نظر خود را اعلام کنند:

    «تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم؟ نه .

    برای برادر زاده‌ام ؟ هرگز . به خیاط ؟ هیچ . برای فقیران . »

    نکته اخلاقی:

    به واقع زندگی نیز این چنین است‌:

    او نسخه‌ای از هستی و زندگی به ما می‌دهد

    که درآن هیچ نقطه و ویرگولی نیست

    و ما باید به روش خودمان آن را نقطه‌گذاری کنیم.

    از زمان تولد تا مرگ تمام نقطه گذاریها دست ماست …

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • محمد محمدی یکشنبه 26 شهریور 1396 08:00 ق.ظ نظرات ()

    مردی به یک مغازه فروش حیوانات رفت و درخواست یک طوطی کرد.
    صاحب فروشگاه به سه طوطی خوش چهره اشاره کرد و گفت: «طوطی سمت چپ ۵۰۰ دلار است.»
    مشتری: «چرا این طوطی اینقدر گران است؟»
    صاحب فروشگاه: «این طوطی توانایی انجام تحقیقات علمی و فنی دارد.»

    مشتری: «قیمت طوطی وسطی چقدر است؟
    صاحب فروشگاه: طوطی وسطی ۱۰۰۰ دلار است. برای اینکه این طوطی هر کاری را که سایر طوطی ها انجام می دهند، انجام داده و علاوه بر این توانایی نوشتن مقاله ای که در هر مسابقه ای پیروز شود را نیز دارد.»
    و سرانجام مشتری از طوطی سوم پرسیده و صاحب فروشگاه گفت: « ۴۰۰۰ دلار.»
    مشتری: «این طوطی چه کاری می تواند انجام دهد؟»
    صاحب فروشگاه جواب داد: «صادقانه بگویم من چیز خاصی از این طوطی ندیدم ولی دو طوطی دیگر او را مدیر ارشد صدا می زنند.»

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • محمد محمدی یکشنبه 26 شهریور 1396 07:59 ق.ظ نظرات ()

    روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پول و داریی زیادی جمع کرده بود، قبل از مرگ به زنش گفت: من می خواهم تمامی اموالم را به آن دنیا ببرم .او از زنش قول گرفت که تمامی پول هایش را به همراهش در تابوت دفن کند.زن نیز قول داد که چنین کند.چند روز بعد مرد خسیس دار فانی را واداع کرد.

    زن نیز قول داد که چنین کند. وقتی ماموران کفن و دفن مراسم مخصوص را بجا آوردند و می خواستند تابوت مرد را ببندند و ان را در قبر بگذارند،ناگهان همسرش گفت: صبر کنید. من باید به وصیت شوهر مرحومم عمل کنم.بگذارید من این صندوق را هم در تابوتش بگذارم.دوستان آن مرحوم که از کار همسرش متعجب شده بودند به او گفتند آیا واقعا حماقت کردی و به وصیت آن مرحوم عمل کردی؟زن گفت: من نمی توانستم بر خلاف قولم عمل کنم.
    همسرم از من خواسته بود که تمامی دارایی اش را در تابوتش بگذارم و من نیز چنین کردم.البته من تمامی دارایی هایش را جمع کردم و وجه آن را در حساب بانکی خودم ذخیره کردم.در مقابل چکی به همان مبلغ در وجه شوهرم نوشتم و آن را در تابوتش گذاشتم، تا اگر توانست آن را وصول کرده و تمامی مبلغ آن را خرج کند !!!

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • محمد محمدی یکشنبه 26 شهریور 1396 07:57 ق.ظ نظرات ()

    عاشقانه زندگی کنید+طنز

    یه همایشی برای زنها به اسم چگونه با همسر خود عاشقانه زندگی کنید برگزار شده بود
    توی این همایش از خانومها سوال شد

    چه کسانی عاشق همسرانشون هستند ؟
    همه ی زنها دستاشون رو بالا بردن

    سوال بعدی این بود که : آخرین باری که به همسرتون گفتید عاشقش هستید کی بود؟
    بعضی ها گفتن امروز … بعضی ها گفتن دیروز… بعضی ها هم گفتند یادشون نمییاد

    بعد ازشون خواستند که به همسرانشون اس ام اس بفرستند و بگن: همسر عزیزم من عاشقت هستم
    همه اینکار رو کردند

    ازشون دوباره درخواست کردند گوشیشون رو بدن به کناریشون تا جواب اس ام اسهایی که براشون اومد بود رو بلند بخونن
    خوب یکسری از جواب اس ام اس ها رو براتون نوشتم:

    – شما؟
    – اوه مادر بچه های من ، مریض شدی؟
    – عزیزم منم با منی ؟
    – حالا که چی ؟ بازم ماشین رو کجا کوبوندی؟
    – من منظورت رو متوجه نمی شم؟
    – باز دوباره چه دست گلی به آب دادی ؟ این سری دیگه نمی بخشمت
    – ؟؟!!
    – خوب برو سر اصل مطلب ، چقدر پول لازم داری؟
    – من دارم خواب می بینم ؟
    – اگه نگی این اس ام اس رو واقعا برای کی فرستادی قول میدم یکی رو بکشم
    – ازت خواستم دیگه تو مشروب خوردن زیاده روی نکنی
    – لطفاً با من تماس بگیر !
    – من سر کارم بعد اس ام اس میدم بهت

    *****

    جدیدترین داستان طنز را در سایت جک فور یو بخوانید

    *****

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 7 1 2 3 4 5 6 7